سید مصطفی تاج زاده

پنج شنبه, 17 خرداد 1397 ساعت 21:23

عریضه پانزدهم به دادستان با طعم رنگین کمان

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

???عریضه پانزدهم به دادستان با طعم رنگین کمان

✍?فخرالسادات محتشمی پور

شهریور ۸م, ۱۳۸۹
بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم وفّر حظّی فیه من برکاته وسهّل سبیلی الی خیراته ولاتحرمنی قبول حسناته، یا هادیاً الی الحقّ المبین.

عریضه پانزدهم در نوزدهم رمضان المبارک

از : همسر سید مصطفی تاجزاده یکی از امضاء کنندگان شکایت نامه از کودتاگران نظامی

به : دادستان تهران

سلام آقای دادستان

✅ امروز شانزدهمین روز بازگشت همسرم به زندان است. نمی دانم چه سرّی است که پس از ۵ ماه مرخصی، این ماه را برای بازگشت دوباره او به اوین خوشبخت انتخاب کردید. ماه رمضان! من دوست داشتم با حضور گرم او در افطار و سحر و لحظه لحظه این ضیافت معنوی، همه تنهایی های رمضان پیشین را به دست فراموشی بسپارم. رمضان ۸۸ و خاطره افطار هر روزه هنگامه جان همسرآقا بهزاد مبارز و زندانی دو رژیم که عمری وقیحانه توده ای و منافقش خواندند و هزار و یک اتهام کوچک و بزرگ به او زدند و عاقبت جرم اصلی اش شد «اخلال در ترافیک». افطارهای ساده او که با یک فلاسک کوچک چای و نان و پنیر و خرما می رفت و می نشست پشت در زندان و در همان نزدیکی، سربازهای روزه دار و آن سوتر همه جوانان جستجوگر عشق و آزادی، متحیرانه و پرسشگرانه در سرزمینی که بوته های خار مجال روئیدن گل های سرخ را از آن گرفته درس عشق و وفا و محبت را می آموختند. رمضان ۸۸ و داغی تابستانی منحوس که بر تن ما می نشست و قطرات باقی مانده آب را می خشکاند و ما تنها به امید رهایی عزیزانمان رنج افطاری های خیابانی را بر راحت خانه نشینی رجحان می دادیم و خود را به جمع می رساندیم برای باز کردن روزه هایمان و سردادن شعار الله اکبر و چه انرژی ای می گرفتیم در پس آن. الله اکبر. صدای الله اکبرمان که به گوش عزیزانمان می رسید انگار جوابش از درون سلول های تنگ و تار به ما برمی گشت و ما سرخوش به خانه های خالی مان بازمی گشتیم و باز هم دست به دعا می شدیم. رمضان ۸۸ و استقبال از شب های قدر. شب های احیاء و بیداری هایی که مقدمه تقدیر بود. و خداوند صبر و استقامت را برای ما تقدیر کرد در یک سالی که گذشت. گمان نمی کردیم این رمضان نیز سفره های افطار و سحرمان گم شده هایی عزیز داشته باشد ولی دارد. امان از جور و ستم. امان از خدایی کردن انسان. امان از طغیان. امان از نسیان آدمی. امان از کبر و غرور و منیّت هایی که آدمی را در تشخیص خیر و شر به اشتباه می اندازد. امان از آدمیانی که آدمیت فراموششان می شود و بندگی غیر خدا عادتشان می شود و به آسانی به تلبیس ابلیس تن می دهند. امان امان.

آقای دادستان

✅ دیشب تا سحرگاه یاد همسرم و یاد دیگر زندانیان سیاسی با من بود و با همه همراهان همزبان ما که تا دست به دعا برمی دارند بی اختیار اللهم فک کل اسیر ورد زبانشان می شود. یاد همسرم با من بود از هنگامه غروب آفتاب و شنیدن ربنای شجریان که آدم را با رشحات انس پیوند می دهد تا اذان صبحگاه نوزدهم که یاد آن ضربت شوم بر پیکر امام عدل و کرامت توسط آن خارجی ملعون دین به دنیا فروخته که سمبل همه منحرفان از راه حقیقت و صراط مستقیم به دلیل تشخیص نادرست است، بر همه یادها غلبه کرد و گرد حزن و اندوه در فضا پاشیده شد و من امروز بیش از همیشه می دانم که چرا آن مرد لا یتنهاهی خطر خوارج، آن عابدان زاهد شمشیر بر گردن آویخته را آن گونه عظیم می دید و آن گونه نگران مخاطرات بعدی از جانب ایشان برای اسلام عزیز بود.

@MostafaTajzadeh

متن کامل در لینک زیر :
http://telegra.ph/عریضه-پانزدهم-06-06

خواندن 1109 دفعه

نظر دادن

Make sure you enter all the required information, indicated by an asterisk (*). HTML code is not allowed.